شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤٢ - و ذ ر
١
أَوْدِيَةٌ : (احقاف/ ٢٤.) ○
جمع «وادى» به معنى «دره و محل جريان سيلابها» است و موضوع آيه دربارۀ قوم عاد است كه نصايح «هود» پيامبرشان مؤثر واقع نشد و «عذاب استيصال» همان عذاب ريشهكنكننده بر آنها نازل گشت. آنها ابرى را در افق مشاهده كردند كه در آسمان بسرعت گسترده شد «هنگامى كه ديدند آن ابر به سوى درهها و آبگيرهاى آنان در حركت است (خوشحال شدند) گفتند اين ابرى است بارانزا» آنها به استقبال آن شتافتند و در كنار درهها و سيلگيرها آمدند تا منظرۀ نزول باران را ببينند، ولى به زودى به آنها گفته شد اين ابر بارانزا نيست «اين همان عذاب وحشتناكى است كه براى آمدنش شتاب مىكرديد». (ج ٣٥٤/٢١ - ٣٥٥.)
و ذ ر
تَذَرْ : (نوح/ ٢٦.) *
از مادۀ «وذر» (بر وزن مرز) به معنى «بهجاى نهادن، باقى گذاردن و ترك كردن چيزى» به خاطر كمى و بىاعتنايى است. اين فعل فقط در قالب مضارع و امر استعمال مىشود**
(١) روح البيان، ج ٤٢٥/١٠.
(○) فَلَمّٰا رَأَوْهُ عٰارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قٰالُوا هٰذٰا عٰارِضٌ مُمْطِرُنٰا... «هنگامى كه اين ابر را مشاهده كردند كه به سوى درهها و آبگيرهاى آنها رومىآورد (خوشحال شدند) گفتند اين ابرى است بارانزا...» احقاف/ ٢٤.
(*) وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَى اَلْأَرْضِ مِنَ اَلْكٰافِرِينَ دَيّٰاراً. «نوح گفت: پروردگارا روى زمين احدى را باقى مگذار» نوح/ ٢٦.
(**) المصحف المفسّر، ج ١٠٣/١.