شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٥ - كرسى (بقره/ ٢٥٥ )
ك ر س
كرسى: (بقره/ ٢٥٥.) ●
از نظر ريشۀ لغت از «كرس» (بر وزن ارث) گرفته شده كه به معنى «اصل و اساس» مىباشد و گاهى نيز به هرچيزى كه بههم پيوسته و تركيب شده است گفته مىشود و به همين جهت به تختهاى كوتاه «كرسى» مىگويند و نقطۀ مقابل آن «عرش» است كه به معنى «چيز مسقّف» و يا خود «سقف» و يا «تخت پايه بلند» مىآيد و از آنجا كه استاد و معلم به هنگام تدريس و تعليم بر كرسى مىنشيند گاهى كلمۀ «كرسى» كنايه از «علم» مىباشد و نظر به اينكه «كرسى» تحتاختيار و زير نفوذ و سيطرۀ انسان است به صورت كنايه از حكومت و قدرت و فرمانروايى بر منطقهاى به كار مىرود.
بنابراين، جملهاى كه در آيۀ مورد بحث آمده، مىتواند هم اشاره به نفوذ حكومت مطلقه و قدرت پروردگار در آسمانها و زمين باشد و هم نفوذ علمى او و هم جهانى وسيعتر از اين جهان كه آسمان و زمين را دربر گرفته است و در هر صورت اين جمله، جملههاى ماقبل آيه را كه دربارۀ وسعت علم پروردگار است تكميل مىكند.
در آيۀ ٣٤ سورۀ ص*
(●) ... وَسِعَ كُرْسِيُّهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ... «كرسى (حكومت) او آسمانها و زمين را دربر گرفته» بقره/ ٢٥٥.
(*) وَ لَقَدْ فَتَنّٰا سُلَيْمٰانَ وَ أَلْقَيْنٰا عَلىٰ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنٰابَ. ص/ ٣٤.