شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢١٤ - تَلَهّ١٦٤٨ ى (عبس/ ١٠ )
به گفته بعضى از مفسران، خطاب به پيامبر اكرم (ص) است كه با عدهاى از سران قريش مشغول تبليغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود. در اين هنگام عبد اللّه بن ام مكتوم كه مردى نابينا و ظاهرا فقير بود وارد مجلس شد و از پيامبر (ص) مكرر تقاضا مىكرد كه آياتى از قرآن براى او بخواند و به او تعليم دهد. او آنقدر كلام پيامبر (ص) را قطع كرد كه حضرت ناراحت شد و آثار ناخشنودى در چهرۀ مباركش نمايان گشت. در اين هنگام، آيات سورۀ عبس نازل شد تا به آيۀ فوق رسيد كه: «تو از او غافل مىشوى و به ديگرى مىپردازى».
تعبير به «انت» (تو) در حقيقت اشاره به اين است كه مثل تويى سزاوار نيست از چنين انسان حقطلبى لحظهاى غافل شوى و به ديگرى بپردازى، هرچند هدفت از پرداختن به ديگران هدايت آنها باشد، چرا كه اولويت با گروه مستضعف پاكدل است.
ولى به گفتۀ سيد مرتضى قراينى در اين آيات وجود دارد كه نشان مىدهد منظور شخص پيامبر (ص) نيست و آيات دربارۀ مردى از بنى اميه نازل شده كه نزد پيامبر (ص) نشسته بود و در آن هنگام، عبد اللّه بن ام مكتوم وارد شد، هنگامى كه چشمش به عبد اللّه افتاد خود را جمع كرد مثل اينكه مىترسيد آلوده شود و قيافه درهم كشيد و صورت خود را برگرداند و با نزول اين آيات مورد ملامت و سرزنش قرار گرفت. (ج ١٢٣/٢٦ تا ١٢٩.)
لَهْوٌ : (محمد/ ٣٦.) *
به معنى «سرگرمى» و اشاره به هدفهاى نامعقول است و به كارى گفته مىشود كه انسان را به خود مشغول داشته و از مسائل اصولى منحرف سازد و براستى زندگى دنيا بازى و سرگرمى است، نه از آن كيفيتى حاصل مىشود و نه حالى و دوامى دارد، لحظاتى است زودگذر و لذاتى است ناپايدار و توأم با انواع دردسر، امّا حيات حقيقى كه فنايى در آن نيست
(*) إِنَّمَا اَلْحَيٰاةُ اَلدُّنْيٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ. «زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى است» محمّد (ص) / ٣٦.