شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٦٦ - «مدينة» (يس/ ٢٠ )
امروز شهر مدين به نام «معان» ناميده مىشود، ولى بعضى از جغرافيدانان نام مدين را بر مردمى اطلاق كردهاند كه ميان خليج عقبه تا كوه سينا مىزيستهاند (شهرى است در جنوب غربى اردن، در شرق خليج عقبه).
جمعى از مفسران مانند طبرسى در مجمع البيان و فخر رازى در تفسير معروف خود نقل كردهاند كه «مدين» در اصل نام يكى از فرزندان ابراهيم خليل بود و چون فرزندان و نوادگان او در سرزمينى در طريق شام سكونت اختيار كردند به نام مدين ناميده شد و اين نام ١٠ بار در قرآن تكرار شده است.
در تورات نيز نام «مديان» آمده، اما به عنوان بعضى از قبايل (و البته اطلاق يك نام بر شهر و صاحبان شهر معمول است١
شعيب پيامبر دلسوز و مهربان بر مردم مدين به پيامبرى مبعوث شد. او به شيوۀ همۀ پيامبران، نخست آنها را به اساسىترين پايههاى مذهب يعنى «توحيد» دعوت كرد، ولى آنها در سنگلاخ شرك و بتپرستى سرگردان شدند و به او پاسخ مثبت ندادند، مخصوصا به يكى از مفاسد اقتصادى (كمفروشى و عدم پرداخت حقوق مردم) كه از روح شرك و بتپرستى سرچشمه مىگرفت اقدام مىكردند كه رواج اين كار در ميان آنها نشانهاى از عدم نظم و حساب و ميزان و سنجش بود و نمونهاى بود از غارتگرى و استثمار و ظلم و ستم در جامعۀ آن روز.
نصايح شعيب در آنها تأثيرى نگذاشت و سودى نبخشيد تا آنجا كه خداوند، اين پيامبر و كسانى را كه به او ايمان آورده بودند به بركت رحمت خويش نجات بخشيد، سپس فرياد آسمانى و صيحۀ عظيم مرگآفرين، اين ستمگران را فروگرفت و قوم شعيب بر اثر اين صيحۀ آسمانى (احتمالا صاعقه و مانند آن) در خانههاى خود بهرو افتادند و جان به جان آفرين تسليم كردند و آنچنان طومار زندگانى آنها درهم پيچيده شد كه گويا هرگز ساكن آن
(١) اعلام قرآن، ص ٥٧٣.