شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦١٥ - ه ى ه
هيم : (واقعه/ ٥٥.) ○
بر وزن «ميم» جمع «هائم» (و بعضى آن را جمع «اهيم» و «هيماء» مىدانند) در اصل از «هيام» (بر وزن غلام) به معنى بيمارى عطش است كه به شتر عارض مىشود. اين تعبير در مورد عشقهاى سوزان و عاشقان بيقرار نيز به كار مىرود.
بعضى از مفسران «هيم» را به معنى زمينهاى شنزار مىدانند كه هرقدر آب روى آن بريزند در آن فرو مىرود و گويى هرگز سيراب نمىشود.
آيۀ مورد بحث دربارۀ مجازاتهاى مجرمان گمراه در قيامت است كه پس از خوردن از درخت زقّوم، آنگاه حريصانه از آب سوزان مىنوشند همانند نوشيدن شترانى كه به بيمارى استسقا مبتلا شدهاند
ه ى ه
هِيَهْ : (قارعه/ ١٠.) *
در آيه: «ماهيه» آمده است كه در اصل «ماهى» بوده، سپس «هاء سكت» به آن الحاق شده است. بنابراين، اين لفظ از دو كلمه «هى» ضمير مؤنث غايب و هاء سكت (براى محافظت حركت آخر) تأليف يافته و فقط يكبار در قرآن مجيد آمده است. (ج ٢٦٤/٢٧.)
(○) فَشٰارِبُونَ شُرْبَ اَلْهِيمِ. «و همچون شترانى كه مبتلا به بيمارى عطش شدهاند مىآشاميد» واقعه/ ٥٥.
(*) وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا هِيَهْ. «و تو چه مىدانى «هاويه» چيست؟» قارعه/ ١٠.