شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٩ - كِبْرٌ (مؤمن/ ٥٦ )
ديگران از آن بهره گيرند ناراحت مىشوند.
بنابراين، هدف اينگونه افراد اين است كه خود را بزرگ ببينند، فخر بفروشند و بر جامعه حكومت كنند، امّا جز ذلّت و زبونى بهرهاى نخواهند گرفت، نه به هدفى كه از كبر و غرور دارند مىرسند و نه به هدفى كه براى مجادلههاى باطل و بىاساس دارند كه حق را باطل كنند و باطل را بر كرسى بنشانند. (ج ١٣٧/٢٠-١٣٨.)
كبر: (حجر/ ٥٤.) *
بر وزن «پدر» به معنى «پيرى و سالخوردگى» (ضد صغر) است. اين واژه، ٦ بار در قرآن مجيد آمده است**
تعبير به «مسّنى الكبر» (پيرى مرا لمس كرده است) اشاره به اين است كه آثار پيرى از موى سپيدم و از چينهاى صورتم، نمايان است و آثار آن را در تمام وجود خود بخوبى لمس مىكنم.
بديهى است وقوع يك مورد برخلاف موازين عادى كه ممكن است جنبۀ استثنائى داشته باشد مانع از تعجب در برابر موارد مشابۀ آن نخواهد بود، زيرا بههرحال تولد فرزند در چنين سن و سال امر عجيبى است.
بعضى از مفسران گفتهاند: ابراهيم به هنگام تولد نخستين فرزندش اسماعيل ٩٩ ساله
(*) قٰالَ أَ بَشَّرْتُمُونِي عَلىٰ أَنْ مَسَّنِيَ اَلْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ. حجر/ ٥٤.
(**) المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم، ج ١٢٠٩/٣.