شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧٢ - تَصِفُ (نحل/ ١١٦ )
برخى واژۀ «موصدة» را در مادّۀ «اصد» و برخى در «وصد» ضبط كردهاند. (ج ٣٤/٢٧ و ٣١٧.)
وصيد : (كهف/ ١٨.) ○
چنانكه راغب در كتاب مفردات مىگويد، در اصل به معنى اتاق و انبارى است كه در كوهستان براى ذخيرۀ اموال ايجاد مىكنند و در آيۀ مورد بحث به معنى «دهانۀ غار» است و به «وصائد» جمع بسته شده.
و نيز گفتهاند «وصيد» نام گياهى است كه ريشههايش به هم متصل است و آستانۀ درهم به اعتبار اتصال آن به خانه، «وصيد» گفته شده است. (ج ٣٧٠/١٢.)
و ص ف
تَصِفُ : (نحل/ ١١٦.) ●
از مادۀ «وصف» و «صفة» به معنى «چيزى را ستودن» و از خصوصياتش تعريف كردن است و «وصف» گاه براساس حق است و گاه باطل، چنانكه در آيۀ ١٠٠ سورۀ انعام مىخوانيم:
(○) ... وَ كَلْبُهُمْ بٰاسِطٌ ذِرٰاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ... «و سگ آنها دستهاى خود را بر دهانۀ غار گشوده بود (و نگهبانى مىكرد)...» كهف/ ١٨.
(●) ... لِمٰا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ اَلْكَذِبَ... «به خاطر دروغى كه زبانهاى شما توصيف مىكند» نحل/ ١١٦.