شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٨٢ - نَعْمَةٍ (دخان/ ٢٧ )
خداوند به تناسب شايستگيها و لياقتهاى بندگان خويش، نعمتهاى مادى و معنوى در اختيارشان قرار داده است و هركس نعمتهاى الهى را وسيلۀ تكامل خويش سازد و آن را در مسير حق به كار برد، نعمتش پايدار مىماند، بلكه افزون مىشود، امّا هنگامى كه اين مواهب وسيلهاى براى طغيان و ظلم و بيدادگرى شود خداوند نعمتها را از او مىگيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مىكند، بنابراين دگرگونيها همواره از ناحيۀ ماست وگرنه مواهب الهى زوالناپذير است. (ج ٢٠٦/٧-٢٠٧.)
نٰاعِمَةٌ : (غاشيه/ ٨.) ●
اسم فاعل و مؤنث «ناعم» از مادّۀ «نعمة» به معنى «شاداب و شادان، لطيف و ملايم» كه بر اثر خوشى درونى در رخسار نمايان است و در آيۀ مورد بحث اشاره به چهرههايى است كه غرق نعمت شده و تازه و شاداب و مسرور و نورانى است و آيه به شرح حال مؤمنان نيكوكار بهشتى و توصيف نعمتهاى بىنظير آنان پرداخته است. (ج ٤٢٠/٢٦.)
نَعْمَةٍ : (دخان/ ٢٧.) ○
به فتح نون به معنى «تنعم» (وسعت و آسايش در نعمت)، رفاه و آسودگى در زيستن و به كسر نون به معنى «انعام» است (نعمة) يعنى چيزى كه خدا به انسان داده (در اصل نعم بوده، زيرا نعمت چيز خوب و دلچسب است). جمعى از مفسران و ارباب لغت به اين معنى تصريح كردهاند، در حالى كه جمعى ديگر معتقدند هردو يك معنى دارد و هرگونه منافع قابل
(●) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاعِمَةٌ. «چهرههايى در آن روز شاداب و باطراوت است» غاشيه/ ٨.
(○) وَ نَعْمَةٍ كٰانُوا فِيهٰا فٰاكِهِينَ. «و نعمتهاى فراوان ديگر كه در آن متنعم بودند» دخان/ ٢٧.