شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٠٣ - ل ك ن
ل ك ن
لٰكِنِ : (زمر/ ٢٠.) *
به معنى «ولى» از حروف مشبهة بالفعل و براى استدراك است كه رفع توهم از ماقبل باشد و ميان دو جمله كه از جهت لفظ و معنى مغايرند درمىآيد.
اين واژه در اصل «لاكن» بوده كه الف آن در نوشتن حذف شده است، گاه مخفف مىشود و عمل نمىكند و گاه با واو مىآيد
اين واژه در قرآن مجيد يكصد و سى بار در اشكال مختلف به كار رفته است: «لكن» ٦ بار «و لكن» ٥٩ بار «و لكنّ» ٥٣ بار «لكنّا» يك بار «و لكنّا» ٣ بار «و لكنّكم» ٢ بار «و لكنّه» يك بار «و لكنّهم» يك بار «و لكنّى» ٤ بار**
ل م ح
لمح : (قمر/ ٥٠.) ●
بر وزن «مسح» در اصل به معنى «درخشيدن برق» است، سپس به معنى «نگاه كردن سريع» (يك چشم برهم زدن) آمده است.
در آيۀ ٧٧ سورۀ نحل هنگامى كه سخن از امر الهى دربارۀ رستاخيز به ميان مىآيد، مىگويد:
(*) لٰكِنِ اَلَّذِينَ اِتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ... «ولى آنها كه تقواى الهى پيشه كردند غرفههايى در بهشت دارند...» زمر/ ٢٠.
(**) المعجم الاحصائى، ج ١٢٨٨/٣.
(●) وَ مٰا أَمْرُنٰا إِلاّٰ وٰاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ. «و فرمان ما يك امر بيش نيست، همچون يك چشم برهم زدن» قمر/ ٥٠.