شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧١ - و ص د/أ ص د
شرح بيشتر داستان را در تفسير نمونه ذيل آيات مطالعه فرماييد. (ج ٣٠١/١ بهبعد)
و ص ب
وٰاصِبٌ : (نحل/ ٥٢.) ○
در اصل از مادۀ «وصوب» به معنى «دوام يا دائم و مستمر» گرفته شده است●
در روايتى مىخوانيم كه شخصى از تفسير كلمۀ «واصب» (در آيۀ مورد بحث) از امام صادق (ع) سؤال كرد، امام فرمود: واصب يعنى واجب١
گاهى مادۀ «وصب» به معنى بيمارى مزمن و درد دائمى به كار رفته و در اين صورت «واصب» به بيمار اطلاق شده است. (ج ٢٦١/١١، ج ١٨/١٩.)
و ص د/أ ص د
مُؤْصَدَةٌ : (بلد/ ٢٠.) *
از مادۀ «ايصاد» به معنى «بستن در و محكم كردن آن» است: اوصد الباب «در را بست و
(○) وَ لَهُ مٰا فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لَهُ اَلدِّينُ وٰاصِباً... «آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و همواره دين (و قوانين دينى) از اوست...» نحل/ ٥٢.
(●) دُحُوراً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ وٰاصِبٌ. «آنها بشدت به عقب رانده مىشوند و براى آنان عذاب دائم است» صافات/ ٩.
(١) تفسير برهان، ج ٣٧٣/٢.
(*) عَلَيْهِمْ نٰارٌ مُؤْصَدَةٌ. «بر آنها آتشى است دربسته (كه راه فرارى از آن نيست)» بلد/ ١٠، همزه/ ٨.