شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٤٩ - وريد (ق/ ١٦ )
وَرْدَةً : (الرحمن/ ٣٧.) ○
مؤنث يا واحد «ورد» به معنى «گل» است و از آنجا كه گلها غالبا سرخرنگند معنى سرخ را در آيه تداعى مىكند.
اين واژه به معنى اسبهاى سرخرنگ نيز آمده، و از آنجا كه اينگونه اسبها در فصول سال تغيير رنگ مىدهند به اين معنا كه در فصل بهار كمى زردرنگ و در فصل زمستان سرخ رنگ و در شدّت سرما تيرهرنگ مىشوند، دگرگونيهايى كه صحنۀ آسمان در قيامت پيدا مىكند به آن تشبيه شده است كه گاه همچون شعلۀ آتش، سرخرنگ و سوزان و گاه زردرنگ و گاه سياه دودآلود و تيرهوتار مىشود. (ج ١٥٤/٢٣.)
وريد : (ق/ ١٦.) ●
مفسران و ارباب لغت دربارۀ معنى «وريد» تفسيرهاى گوناگونى دارند:
عدهاى معتقدند كه وريد همان رگى است كه به قلب يا كبد انسان پيوسته است و بعضى آن را به معنى تمام رگهايى كه از بدن انسان مىگذرد مىدانند، در حالى كه بعضى ديگر آن را به رگ گردن تفسير كردهاند و گاه آن را «وريدان» مىگويند، يعنى دو رگ گردن؛ ولى معنى اوّل مناسبتر به نظر مىرسد، ضمنا كلمۀ «وريد» در اصل از واژۀ «ورود» به معنى رفتن به سراغ آب گرفته شده و از آنجا كه خون از اين رگ وارد قلب مىشود و يا وارد به اعضاى ديگر، لذا آن را «وريد» گفتهاند.
ولى بايد توجه داشت كه اصطلاح متداول امروز دربارۀ «وريد» و «شريان» (رگهايى كه خون را از تمام اعضا به سوى قلب مىبرد و رگهايى كه خون را از قلب به اعضا مىرساند) اصطلاحى است مخصوص علم زيستشناسى كه ارتباطى به معنى لغوى اين كلمه ندارد.
(ج ٢٤٦/٢٢.)
(○) فَإِذَا اِنْشَقَّتِ اَلسَّمٰاءُ فَكٰانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهٰانِ. «در آن هنگام كه آسمان شكافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد» الرحمن/ ٣٧.
(●) ... وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ. «و ما به او (به انسان) از رگ قلبش نزديكتريم» ق/ ١٦.