شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤١٧ - نُنَزِّلُهُ (حجر/ ٢١ )
درهرحال منظور از آن در آيۀ مورد بحث، از بين رفتن تدريجى عقل و رسيدن به حد سكرات در مورد شراب طهور بهشت مطلقا وجود ندارد، نه از عقل مىكاهد و نه فساد توليد مىكند، بخلاف شرابهاى دنيا و مواد الكلى كه به صورت تدريجى و مخفيانه در وجود انسان نفوذ مىكند و علاوه بر اينكه به تمام اعضاى بدن آسيب وارد مىكند، عقل و هوش انسان را همانند آب چاه تدريجا مىكشد تا خشك و خالى شود. (ج ٥٤/١٩-٥٥، ج ٢١٣/٢٣.)
ن ز ل
نُنَزِّلُهُ : (حجر/ ٢١.) ●
از باب تفعيل (تنزيل) به معنى «فرود آوردن» است. واژۀ نزول هميشه به معنى نزول مكانى، يعنى از بالا به پايين آمدن نيست، بلكه گاهى به معنى نزول مقامى است، مثلا هرگاه نعمتى از شخص بزرگى به زيردستان مىرسد از آن تعبير به نزول مىشود، به همين جهت در قرآن مجيد اين كلمه در مورد نعمتهاى خداوند به كار رفته، اعم از آنهايى كه از آسمان نازل مىشود، مانند باران و يا در زمين پرورش پيدا مىكند مانند حيوانات همانگونه كه در آيۀ ٦ سورۀ زمر مىخوانيم:
و مانند اينها.
خلاصه «نزول» و «انزال» در اينجا به معنى وجود و ايجاد و خلقت است، منتها چون از ناحيۀ خداوند نسبت به بندگان مىباشد چنين تعبيرى از آن شده است. (ج ٥٩/١١.)
(●) ... وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. «ما جز به اندازۀ معين آن را (خزائن را) نازل نمىكنيم» حجر/ ٢١.