شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٨ - يُنْقَذُونَ (يس/ ٤٣ )
نقيب: (مائده/ ١٢.) ●
در اصل از مادّۀ «نقب» (بر وزن نقد) گرفته شده كه به معنى «روزنههاى وسيع»، مخصوصا راههاى زيرزمينى مىباشد و به رئيس و رهبر يك جمعيت از آن جهت «نقيب» مىگويند كه از اسرار جمعيت آگاه است و در درون آنها نفوذيافته، گويى در ميانشان نقبى ايجاد كرده و از وضع آنها آگاه شده است و گاهى «نقيب» به كسى گفته مىشود كه رئيس جمعيت نيست و تنها معرف و وسيلۀ شناسايى آنهاست و اگر به فضايل اشخاص عنوان «مناقب» اطلاق مىشود به خاطر آن است كه با فحص و كنجكاوى بايد از آنها آگاه گشت.
(ج ٣٠٨/٤.)
ن ق ذ
يُنْقَذُونَ : (يس/ ٤٣.) ○
از «انقاذ» (باب افعال) و در اصل از مادّۀ «نقذ» (بر وزن قفس) به معنى «برگرفتن و نجات دادن» است، چنانكه در آيۀ ١٠٣ سورۀ آل عمران آمده است:
(●) وَ لَقَدْ أَخَذَ اَللّٰهُ مِيثٰاقَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ وَ بَعَثْنٰا مِنْهُمُ اِثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً... «خدا از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم...» مائده/ ١٢.
(○) وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلاٰ صَرِيخَ لَهُمْ وَ لاٰ هُمْ يُنْقَذُونَ. «و اگر بخواهيم آنها را غرق مىكنيم، آنچنانكه نه فريادرسى داشته باشند و نه كسى كه آنها را از دريا بگيرد» يس/ ٤٣.