شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٥ - ك ل ح
ك ل ح
كٰالِحُونَ : (مؤمنون/ ١٠٤.) *
جمع «كالح» از مادّۀ «كلوح» (بر وزن غروب) به معنى «عبوس شدن و درهم كشيدن صورت» است و بسيارى از مفسّران آن را چنين تفسير كردهاند كه دوزخيان بر اثر شعلههاى آتش، پوست صورت آنها درهم كشيده مىشود، بهطورى كه لبها از هم باز مىماند١**
در آيۀ مورد بحث، سوختگى شديد صورتها بر اثر شعلههاى آتش دوزخ تا آنجا كه چهرهها درهم كشيده شود و لبها از هم باز بماند به عنوان مجازات براى «سبك و زنان» بىارزش و بىايمان ذكر شده است و با توجه به اين معنى كه آنها غالبا كسانى هستند كه چهرههاى خود را از شنيدن آيات الهى درهم مىكشند و گاه، بر آنها لبخند تمسخرآميز مىزنند و با استهزاء و سخريه مىنشينند، لذا اين چنين مجازاتى با اعمال آنها متناسب است. (ج ٣٣٠/١٤ و ٣٣٥.)
ك ل ف
يُكَلِّفُ : (بقره/ ٢٨٦.) ○
مصدرش «تكليف» به معنى كارى دشوار به عهدۀ كسى نهادن و يا فرمان دادن به كارى سخت و پرمشقت است.
(*) تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ اَلنّٰارُ وَ هُمْ فِيهٰا كٰالِحُونَ. «شعلههاى سوزان آتش همچون شمشير به صورتهاشان نواخته مىشود و در دوزخ چهرهاى درهم كشيده دارند» مؤمنون/ ١٠٤.
(١) تفسير قرطبى، تفسير فخر رازى، مجمع البيان و تفسير الميزان، ذيل آيه.
(**) فرهنگ لاروس، عربى - فارسى، ج ١٦٨٨/٢.
(○) لاٰ يُكَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا... بقره/ ٢٨٦.