شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٧٣ - مرجان (الرحمن/ ٢٢ )
گاه پيامبر (ص) را مجنون مىخواندند، گاه كاهن و گاه شاعر، گاه مىگفتند سخنان او «اساطير الاوّلين» است، گاه مىگفتند: بشرى به او تعليم مىدهد، گاه نفوذ كلماتش را نوعى سحر مىدانستند و گاه مدعى مىشدند كه آنچه او آورده ما هم مثل آن مىتوانيم بياوريم و در هرحال هرگز روى يك حرف نمىايستادند. (ج ٢٣١/٢٢.)
م ر ج ن
مرجان : (الرحمن/ ٢٢.) ●
بعضى آن را به معنى لؤلؤهاى كوچك تفسير كردهاند، ولى حقيقت چيز ديگر است.
«مرجان» موجود زندهاى است شبيه شاخۀ كوچك درخت كه در اعماق درياها مىرويد و دانشمندان تا مدتها آن را نوعى گياه مىپنداشتند، ولى بعد روشن شد كه نوعى حيوان است، هرچند به صخرههاى كف دريا مىچسبد و گاه منطقه وسيعى را مىپوشاند و تدريجا افزوده مىشود و جزايرى تشكيل مىدهد كه به «جزاير مرجانى» معروف است.
مرجان معمولا در آبهاى ساكن نشو و نما مىكند و صيادان آن را از سواحل درياى احمر و مديترانه و بعضى نقاط ديگر صيد مىكنند. بهترين نوع مرجان زينتى، مرجان سرخرنگ است و هرقدر سرختر باشد قيمتىتر است و تشبيهات شعرا در اشعارشان نيز بر همين اساس است. بدترين مرجان، مرجان سفيد است كه بهطور فراوان يافت مىشود و در ميان اين دو، مرجان سياه قرار دارد.
مرجان نيز علاوه بر جنبۀ زينت، استعمال طبى دارد و خواص زيادى براى آن ذكر كردهاند، از جمله از آن داروهايى مىسازند كه براى تقويت قلب، دفع سم افعى، تقويت اعصاب، معالجه اسهال و خونريزيهاى رحم، بهرهگيرى مىكنند و گفتهاند براى بيمارى
(●) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اَللُّؤْلُؤُ وَ اَلْمَرْجٰانُ. «از آن دو لؤلؤ و مرجان خارج مىشود» الرحمن/ ٢٢.