شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٤ - ك١٦٤٨ ادِحٌ (انشقاق/ ٦ )
در تفسير كشاف و فخر رازى و در روح المعانى آمده است كه اين كلمه در اصل به معنى خراشى است كه بر پوست تن وارد مىشود و به همين مناسبت به تلاشهايى كه در روح انسان اثر مىگذارد، اطلاق شده است.
آيۀ مورد بحث انسانها را مخاطب ساخته است و سرنوشت آنها را در مسيرى كه در پيش دارند براى آنها روشن مىكند، مىفرمايد: «اى انسان تو با تلاش و رنج و زحمت به سوى پروردگارت پيش مىروى و سرانجام او را ملاقات خواهى كرد»
اين آيه اشاره به يك اصل اساسى در حيات همۀ انسانهاست كه همواره زندگى آميخته با زحمت و رنج و تعب است، حتّى اگر هدف رسيدن به متاع دنيا باشد، تا چه رسد به اينكه هدف آخرت و سعادت جاويدان و قرب پروردگار باشد، اين طبيعت زندگى دنياست، حتى افرادى كه در نهايت رفاه زندگى مىكنند آنها نيز از رنج و زحمت و درد بركنار نيستند.
اين رنج و تعب تا روز قيامت ادامه دارد و زمانى به پايان مىرسد كه پروندۀ اين دنيا بسته شود و انسان با عملى پاك خداى خويش را ملاقات كند. (ج ٣٠٠/٢٦.)
كٰادِحٌ : (انشقاق/ ٦.) ○
اسم فاعل از مادّۀ «كدح» (بر وزن مدح) به معنى «كوشش توأم با رنج» است و پيرامون اين واژه، در مادّۀ «كدح» سخن گفتيم.
تعبير به كادح در آيۀ مورد بحث اشاره به تلاش و كوشش آميخته با رنج و زحمت است، با توجه به اينكه مخاطب در آن همۀ انسانها مىباشند، بيانگر اين واقعيت است كه طبيعت زندگى اين جهان در هيچ مرحلهاى خالى از مشكلات، ناراحتيها و رنج و مشقت نيست،
(○) يٰا أَيُّهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّكَ كٰادِحٌ إِلىٰ رَبِّكَ كَدْحاً... «اى انسان تو با تلاش و رنج و زحمت به سوى پروردگارت پيش مىروى...» انشقاق/ ٦.