شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٩٩ - مسّ (معارج/ ٢٠ )
مِسٰاسَ : (طه/ ٩٧.) *
بر وزن سپاس، ريشۀ اصلى آن «مسّ» و مصدر ديگرى است از باب مفاعلة: [ماسّه، مماسّة و مساسا] به معنى «تماس و دست ماليدن به ديگرى» است.
موسى (ع) به شخص «سامرى» آن مرد منافق و منحرف كه مردم را با ساختن گوساله اغفال و گمراه كرده بود دستور مىدهد كه: «بايد از ميان مردم دور شوى، با كسى تماس نگيرى، بهرۀ تو در باقيماندۀ عمرت اين است كه هركس با تو نزديك مىشود خواهى گفت:
با من تماس نگير»
و به اين ترتيب با يك فرمان قاطع، سامرى را از جامعه طرد كرد و او را به انزواى مطلق كشانيد.
بعضى از مفسران گفتهاند كه جملۀ «لا مساس» اشاره به يكى از قوانين جزائى شريعت موسى (ع) است كه دربارۀ بعضى افراد كه گناه سنگينى داشتند صادر مىشده است و به همين جهت كسى با او تماس نمىگرفت و او هم حق نداشت با كسى تماس بگيرد١
بعضى از مفسران نيز گفتهاند كه بعد از ثبوت جرم و خطاى بزرگ سامرى، موسى دربارۀ او نفرين كرد و خداوند او را به بيمارى مرموزى مبتلا ساخت كه تا زنده بود كسى نمىتوانست با او تماس بگيرد و اگر كسى تماس مىگرفت گرفتار بيمارى مىشد، يا اينكه سامرى گرفتار يك نوع بيمارى روانى به صورت وسواس شديد و وحشت از هر انسانى شد، بهطورى كه هركس نزديك او مىشد فرياد مىزد «لامساس»، «با من تماس نگير٢
(*) قٰالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي اَلْحَيٰاةِ أَنْ تَقُولَ لاٰ مِسٰاسَ... «(موسى) گفت: برو كه بهرۀ تو در زندگى دنيا اين است كه (هركس با تو نزديك شود) خواهى گفت با من تماس نگير...» طه/ ٩٧.
(١) تفسير فى ظلال، ج ٤٩٤/٥.
(٢) تفسير قرطبى، ج ٤٢٨١/٦.