شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١ - كَذّ١٦٤٨ ابٌ (ص/ ٤ )
آيۀ مورد بحث مربوط به قيامت است و اينگونه آيات در قران مجيد معمولا با ذكر حوادث عظيم و انقلابى و كوبنده آغاز مىشود، مىفرمايد: «هنگامى كه واقعۀ عظيم (قيامت) برپا مىشود، هيچكس نمىتواند آن را انكار كند» ١
كَذّٰابٌ : (ص/ ٤.) ○
به فتح كاف و تشديد ذال، صيغۀ مبالغه و به معنى «بسيار دروغگو» است و اين نسبت را كفار به پيامبر اكرم (ص) مىدادند، چنانكه آيه مىگويد: «و كافران گفتند اين ساحر بسيار دروغگويى است»
نسبت دادن سحر به پيامبر (ص) به خاطر مشاهدۀ معجزات غيرقابل انكار و نفوذ خارق العاده او در افكار بود و نسبت دادن كذب به او به خاطر اين بود كه برخلاف سنتهاى خرافى و افكار منحطى كه جزء مسلمات آن محيط محسوب مىشد قيام كرد و بر ضدّ آن سخن مىگفت و دعوى رسالت از سوى خدا داشت.
آرى هميشه سردمداران كفر براى خنثى كردن دلايل صدق مردان حق برچسبهاى دروغين از اين قبيل پيدا مىكردند و پيامبران الهى را در برابر آيات و معجزاتشان متهم به سحر مىساختند و آنها را تكذيب مىكردند، كارى كه فرعون و هامان و قارون با موسى (ع) انجام دادند و او را ساحر و دروغگو خواندند●
واژۀ «كذّاب» جمعا پنجبار در قرآن مجيد به كار رفته است. (ج ٢١٦/١٩، ج ٧٤/٢٠.)
(١) مؤنث بودن «ضمير» به خاطر آن است كه در تقدير «نفس كاذبة» يا «قضية كاذبة» است.
(○) ... وَ قٰالَ اَلْكٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ كَذّٰابٌ. ص/ ٤.
(●) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسىٰ بِآيٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِينٍ إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ كَذّٰابٌ. «ما موسى را با آيات خود و دليل روشن فرستاديم به سوى فرعون و هامان و قارون، ولى آنها گفتند او ساحر بسيار دروغگويى است» مؤمن/ ٢٣ و ٢٤.