شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٣٩ - كواكب (انفطار/ ٢ )
در لسان العرب چنين آمده: «معنى تكوير خورشيد، اين است كه نور آن جمع و پيچيده مىشود، همانگونه كه عمامه را مىپيچند». (ج ١٧٠/٢٦-١٧١.)
ك و ك ب
كواكب : (انفطار/ ٢.) ○
جمع «كوكب» در لغت عرب معانى زيادى دارد از جمله: ستاره بهطور اعم و ستارۀ زهره بهطور اخص، سفيدى كه در چشم ظاهر مىشود، گياهان بلند، شكوفۀ درختان، درخشندگى فولاد، نوجوان زيبا، شمشير، آب، رئيس يك جمعيت و غير آن.
ولى ظاهرا معنى حقيقى آن، همان ستارۀ درخشنده و فروزان است و بقيۀ معانى مجازى محسوب مىشود.
آيۀ مورد بحث به قسمتى از حوادث وحشتانگيزى كه در آستانۀ رستاخيز، سرتاسر اين جهان را فرامىگيرد اشاره مىكند، از جمله پراكنده شدن ستارگان و درهم ريختن نظام جهان بالا و انفجارهاى عظيمى كه سراسر كرات آسمانى را فرامىگيرد، زيرا در آن روز منظومهها نظام خويش را از دست مىدهند و ستارگان از مدار خود بيرون مىروند و بر اثر تصادم شديد به يكديگر متلاشى مىشوند، عمر اين جهان به پايان مىرسد و همهچيز ويران مىشود تا بر ويرانههايش عالم نوين آخرت برپا گردد. (ج ٢٠٩/٢٦-٢١٠.)
(○) وَ إِذَا اَلْكَوٰاكِبُ اِنْتَثَرَتْ. «و آن زمان كه ستارگان پراكنده شود و فروريزد» انفطار/ ٢.