شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٣٩ - دع (احزاب/ ٤٨ )
روىهمرفته از اين پنج بت سه بت (يغوث و يعوق و نسر) در سرزمين يمن قرار داشت و بت «سواع» (متعلق به قبيله هذيل) در سرزمين «رهاط» بود.
بتهاى پنجگانه به شكل بعضى از حيوانات مانند شير و اسب و نسر (باز - پرنده معروف) ساخته شده بودند، ولى «واقدى» مورخ مىگويد: «بت ودّ» به شكل مرد و «سواع» به صورت زن بوده است.
بعضى اعراب نام فرزندان خود را بنا به علاقهاى كه به بت «ودّ» داشتند (عبد ودّ) مىگذاشتند.
شرح هريك از اين بتها را در جاى خود بيان داشتهايم. (ج ٨٣/٢٥-٨٤.)
و د ع
دع : (احزاب/ ٤٨.) ○
در اصل از مادۀ «ودع» به معنى «ترك و واگذار و رها كردن» است، آيۀ مورد بحث نشان مىدهد كه كافران و منافقان براى تسليم ساختن پيامبر (ص) او را تحت فشار قرار داده بودند و اذيت و آزار مىكردند، خداوند به آن حضرت دستور مىدهد كه از آنها اطاعت مكن و آزارشان را وابگذار و بر خدا توكّل كن. (ج ٣٦٧/١٧.)
وَدَّعَكَ : (ضحى/ ٣.) *
از «توديع» به معنى «وداع كردن» و در اصل از مادۀ «ودع» (بر وزن منع) به معنى «ترك كردن و رها ساختن» است.
شأن نزول آيۀ مورد بحث: (
(○) ... وَ دَعْ أَذٰاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اَللّٰهِ... «و به آزار آنها اعتنا منما و بر خدا توكّل كن» احزاب/ ٤٨.
(*) مٰا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ مٰا قَلىٰ. ضحى/ ٣.