شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٣٦ - انكال (مزمل/ ١٢ )
واژۀ «استنكاف» به صورت «يستنكف» در آيۀ ١٧٢ سورۀ نساء ملاحظه مىشود، آنجا كه مىگويد:
اين آيه مسألۀ الوهيت مسيح (ع) و تثليث را ابطال مىكند، زيرا مىگويد: شما چگونه معتقد به الوهيت عيسى (ع) هستيد در حالى كه «نه مسيح استنكاف از عبوديت و بندگى پروردگار داشت و نه فرشتگان مقرب پروردگار استنكاف كردند». (ج ٢٣١/٤-٢٣٢.)
ن ك ل
انكال: (مزمل/ ١٢.) ○
جمع «نكل» (بر وزن فكر) به معنى «زنجيرهاى سنگين» است و در اصل از مادّۀ «نكول» به معنى «ضعف و ناتوانى» گرفته شده و از آنجا كه زنجيرهايى كه بر دست و پا و گردن مىنهند انسان را از حركت بازمىدارد و ناتوان مىسازد، اين واژه در معنى «زنجير» به كار رفته است، آرى در برابر آزادى بىقيدوشرط و تنعمى كه كافران و دشمنان اسلام در اين دنيا داشتند سزاى آنها در آنجا اسارت و آتش است. (ج ١٨٤/٢٥-١٨٥.)
نَكٰالَ : (نازعات/ ٢٥.) *
بر وزن ضلال، در اصل به معنى «ضعف و ناتوانى و عجز» است و لذا در مورد كسى كه از اداى حوالهاى خوددارى مىكند مىگويند نكول كرده است و «نكل» (بر وزن فكر) به معنى
(○) إِنَّ لَدَيْنٰا أَنْكٰالاً وَ جَحِيماً. «نزد ما غل و زنجيرها و (آتش) دوزخ است» مزمل/ ١٢.
(*) فَأَخَذَهُ اَللّٰهُ نَكٰالَ اَلْآخِرَةِ وَ اَلْأُولىٰ. «پس خداوند او را (فرعون را) به عذاب آخرت و دنيا گرفتار ساخت» نازعات/ ٢٥.