شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٠٠ - لِق١٦٤٨ اءِ اَللّ١٦٤٨ هِ (انعام/ ٣١ )
١
اين حالت شهود باطنى در قيامت براى همگان پيدا مىشود، چرا كه آثار عظمت و قدرت خدا در آنجا آنچنان آشكار است كه هر كوردلى هم ايمان قطعى پيدا مىكند*
تِلْقٰاءَ : (اعراف/ ٤٧.) ●
در اصل به گفتۀ بعضى از مفسران و اهل ادب، مصدر يا اسم مصدر است و به معنى «مقابله و محاذات» و گاه به معنى «ناحيه، سمت و جانب» آمده است، ولى بعدا به معنى ظرف مكان به كار رفته، يعنى مكان مقابله و جهت روبرو.
در آيۀ ٢٢ سورۀ قصص، آنجا كه موسى (ع) مخفيانه به جانب مدين حركت مىكند، مىخوانيم:
در آيۀ ١٥ سورۀ يونس، آنجا كه بتپرستان از پيامبر (ص) خواستند كه قرآن ديگرى براى آنها بياورد و آن را تغيير دهد، خداوند به پيامبر (ص) دستور مىدهد كه به آنها بگو:
«براى من ممكن نيست كه آن را از پيش خود تغيير دهم...»
واژۀ «تلقاء» در آيۀ اخير به معنى «ناحيه و نزد» آمده، يعنى من از ناحيه و از نزد خودم نمىتوانم آن را تغيير دهم. (ج ١٨٦/٦، ج ٢٤٦/٨، ج ٥٣/١٦.)
(١) نهج البلاغه، كلام ١٧٩.
(*) دربارۀ «لقاء الله» تفسير نمونه، جلد ٥٦٦/١٢ ذيل آيۀ ١٠٥ سورۀ كهف سخن گفته است.
(●) وَ إِذٰا صُرِفَتْ أَبْصٰارُهُمْ تِلْقٰاءَ أَصْحٰابِ اَلنّٰارِ قٰالُوا رَبَّنٰا لاٰ تَجْعَلْنٰا مَعَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِينَ. «و هنگامى كه چشمشان به دوزخيان مىافتد مىگويند: پروردگارا ما را با جمعيت ستمگران قرار مده» اعراف/ ٤٧.