شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٧٨ - وَ لْيَتَلَطَّفْ (كهف/ ١٩ )
لَطِيفٌ خَبِيرٌ : (حج/ ٦٣.) *
در پيش اشاره كرديم كه «لطيف» از مادۀ «لطف» به معنى كار بسيار ظريف و باريك است و اگر به رحمتهاى خاص الهى، «لطف» گفته مىشود نيز به خاطر همين ظرافت آن است.
و امّا «خبير» به معنى كسى است كه از مسائل دقيق آگاه است.
لطيف بودن خدا ايجاب مىكند كه نطفههاى كوچك و كمارزش گياهان را كه در درون بذرها در اعماق خاكها نهفته است پرورش دهد و آنها را كه در نهايت ظرافت و لطافتند از اعماق خاك تيره برخلاف قانون جاذبه بيرون فرستد و در معرض تابش آفتاب و وزش نسيم قرار دهد و سرانجام آن را به گياهى بارور، يا درختى تنومند تبديل كند. اگر او دانههاى باران را نمىفرستاد و محيط بذر و زمين اطراف آن نرم و ملايم و «لطيف» نمىشد آنها هرگز قدرت نمو و رشد نمىداشتند، امّا او با اين باران به آن محيط خشك و خشن، لطف و نرمش بخشيد تا آمادۀ حركت و نمو گردد.
درعينحال از تمام نيازها و احتياجات اين دانۀ ضعيف از آغاز حركت در زير خاك تا هنگامى كه سر به آسمان كشيده، آگاه و خبير است.
خداوند به مقتضاى لطفش باران را مىفرستد و به مقتضاى خبير بودنش اندازهاى براى آن قايل است كه اگر از حدّ بگذرد سيل است و ويرانى و اگر كمتر از حدّ باشد خشكسالى و پژمردگى و اين است معنى لطيف بودن و خبير بودن خداوند. (ج ١٥٧/١٤ - ١٥٨.)
(*) ... إِنَّ اَللّٰهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ. «... خداوند لطيف و خبير است» حج/ ٦٣.