شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٥٦ - مهل (كهف/ ٢٩ )
واژۀ «مهل» در آيۀ ٤٥ سورۀ دخان و نيز در آيۀ ٨ سورۀ معارج (و مجموعا ٣ بار در كلّ قرآن مجيد)*
م ه م ا
مَهْمٰا : (اعراف/ ١٣٢.) ●
بر وزن صحرا، از اسماء شرط است به معنى «هرچه، هرطور» و نيز ظرف زمان (هرگاه، هر زمان، هر وقت) مىباشد كه بر سر فعل مضارع مىآيد و جواب آن نيز مجزوم است. طبرسى آن را «اىّ شىء» معنى كرده و به نقل از خليل گفته است: اصلش «ما» است در موقع افزودن «ما» ى ديگرى، الف اوّل را به «ها» عوض كردهاند. اين كلمه بيش از يك بار در قرآن مجيد به كار نرفته است. (قاموس قرآن و تبيين اللغات)
م ه ن
مَهِينٍ : (قلم/ ١٠.) ○
مصدرش «مهانة» (به فتح ميم) به معنى «حقارت و پستى» است و بعضى آن را به معنى
(*) المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم.
(●) وَ قٰالُوا مَهْمٰا تَأْتِنٰا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنٰا بِهٰا فَمٰا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ. «و (فرعونيان به موسى) گفتند هر زمان آيتى براى ما بياورى كه سحرمان كنى ما به تو ايمان نمىآوريم» اعراف/ ١٣٢.
(○) وَ لاٰ تُطِعْ كُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِينٍ. «و اطاعت از كسى كه بسيار سوگند ياد مىكند و پست است مكن» قلم/ ١٠.