شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٢٦ - اِمْتَلَأْتِ (ق/ ٣٠ )
مَلاَئِهِ : (زخرف/ ٤٦.) *
از مادّۀ «ملأ» (بر وزن خلع) و «ملأ» (بر وزن خلأ)، چنانكه در پيش (بهطور مفصل) بيان داشتيم به كسانى گفته مىشود كه ظاهر آنها چشمها را پر مىكند هرچند توخالى هستند و در منطق قرآن بيشتر به اعيان و اشراف و شخصيّتهاى قلابى كه اطراف قدرتهاى ستمگر را مىگيرند، اطلاق شده است. اسم فاعل اين واژه «مالئ» و جمع آن «مالئون» است و در قرآن مجيد اسم فاعل به صورت جمع آمده به معنى «پركنندگان»:
«پس شكمها را از آن پركنندگانند» صافات/ ٦٦، يعنى دوزخيان شكمها را از درخت «زقوم» كه داراى برگهاى تلخ بدبوست پر سازند. (ج ٢٢٣/٩، ج ٧٨/٢١.)
م ل ح
مِلْحٌ : (فرقان/ ٥٣.) ○
به معنى «شور» است و «اجاج» در آيۀ مورد بحث به معنى «تلخ و گرم» است (بنابراين ملح و اجاج نقطۀ مقابل عذب و فرات است) و بههرحال آيۀ مورد بحث يكى ديگر از مظاهر شگفتانگيز قدرت پروردگار را در جهان آفرينش ترسيم مىكند كه چگونه يك حجاب
(*) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسىٰ بِآيٰاتِنٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ... «ما موسى را با آيات خود به سوى فرعون و درباريان او (اطرافيانش) فرستاديم...» زخرف/ ٤٦.
(○) وَ هُوَ اَلَّذِي مَرَجَ اَلْبَحْرَيْنِ هٰذٰا عَذْبٌ فُرٰاتٌ وَ هٰذٰا مِلْحٌ أُجٰاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُمٰا بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً. «و او كسى است كه دو دريا را در كنار هم قرار داد يكى گوارا و شيرين و ديگرى شور و تلخ و در ميان آنها برزخى قرار داد تا باهم مخلوط نشوند (گويى هريك به ديگرى مىگويد) دور باش و نزديك نيا» فرقان/ ٥٣.