شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٩٩ - يَوْمِ اَلْجَمْعِ (تغابن/ ٩ )
در گفتگوهاى روزمره و اشعار شعرا در زبانهاى مختلف، كلمۀ «يوم» و معادل آن نيز به معنى دوران زياد ديده مىشود، مثلا مىگوييم: كرۀ زمين يك روز گداخته و سوزان بود و روز ديگر سرد شد، در حالى كه دوران گداختگى زمين به ميلياردها سال بالغ مىشود.
يا اينكه مىگوييم: يك روز بنى اميه خلافت اسلام را غصب كردند و روز ديگر بنى عباس، در حالى كه دوران خلافت هريك به دهها يا صدها سال بالغ مىشود.
شعر ظريف و پرمعنايى از «كليم كاشانى» داريم كه شاهد روشنى براى بحث ماست، آنجا كه مىگويد:
بدنامى
حيات دو روزى نبود بيش
يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن
اين دورانهاى ششگانه محتملا به ترتيب ذيل بوده است:
١ - روزى كه همۀ جهان به صورت تودۀ گازى شكلى بود كه با گردش به دور خود از هم جدا شد و كرات را تشكيل داد.
٢ - اين كرات تدريجا به صورت تودۀ مذاب و نورانى و يا سرد و قابل سكونت درآمدند.
٣ - روز ديگر منظومۀ شمسى تشكيل يافت و زمين از خورشيد جدا شد.
٤ - روز ديگر زمين سرد و آماده حيات گرديد.
٥ - سپس گياهان و درختان در زمين آشكار شدند.
٦ - سرانجام حيوانات و انسان در روى زمين ظاهر گشتند.
آنچه دربارۀ دورانهاى ششگانه آفرينش آسمان و زمين در بالا گفتيم با آيات ٨ تا ١١