شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥١٢ - أَنْفِقُوا (بقره/ ١٩٥ )
١
مسلما اينگونه افراد، منافق به معنى خاص نيستند، ولى رگههايى از نفاق در وجود آنها هست، مخصوصا دربارۀ رياكاران از امام صادق (ع) مىخوانيم كه فرمود: «ريا و ظاهرسازى، درخت (شوم و تلخى) است كه ميوهاى جز شرك خفى ندارد و اصل و ريشۀ آن نفاق است٢
در اينجا توجه شما را به سخنى از امير مؤمنان على (ع) دربارۀ منافقان جلب مىكنيم:
«اى بندگان خدا! شما را به تقوا و پرهيزگارى سفارش مىكنم و از منافقان برحذر مىدارم، زيرا آنها گمراه و گمراهكنندهاند، خطاكار و به خطااندازند، به رنگهاى گوناگون درمىآيند، به قيافه و زبانهاى متعدد خودنمايى مىكنند، از هر وسيلهاى براى فريفتن و درهم شكستن شما استفاده مىكنند، در هر كمينگاهى به كمين شما مىنشينند، بدباطن و خوشظاهرند، در نهان براى فريب مردم گام برمىدارند، از بيراههها حركت مىكنند، گفتارشان بظاهر شفابخش، امّا كردارشان دردى است درمانناپذير، به رفاه و آسايش مردم حسد مىورزند و (اگر به كسى) بلايى وارد شود خوشحالند، اميدواران را مأيوس مىكنند و در هر راهى كشتهاى دارند، در هر دلى راهى و در هر مصيبتى اشك ساختگى مىريزند، مدح و تمجيد را به يكديگر قرض مىدهند و انتظار پاداش و جزا مىكشند، اگر چيزى بخواهند اصرار مىورزند و اگر ملامت كنند پردهدرى مىكنند..٣
در ابتداى سورۀ منافقين (آيات ١ تا ٨) ده نشانه براى منافقان ذكر شده كه از اين قرار است:
١ - دروغگويى صريح و آشكار، ٢ - استفاده از سوگندهاى دروغين براى گمراه ساختن مردم، ٣ - عدم درك واقعيات، بر اثر رها كردن آيين حق، بعد از شناخت آن، ٤ - داشتن ظاهرى آراسته و زبانى چرب، علىرغم تهى بودن درون و باطن، ٥ - بيهودگى در جامعه و عدم انعطاف در مقابل حق، همچون يك قطعه چوب خشك، ٦ - بدگمانى و ترس و وحشت از هر حادثه و هرچيز به خاطر خاين بودن، ٧ - حق را به باد سخريه و استهزاء گرفتن، ٨ - فسق و گناه، ٩ - خود را مالك همهچيز دانستن و ديگران را محتاج به خود پنداشتن، ١٠ - خود را عزيز و ديگران را ذليل تصور كردن.
(١) سفينة البحار، ج ٦٠٥/٢.
(٢) مأخذ پيشين، ج ١ /مادّۀ «رئى».
(٣) نهج البلاغه، خطبۀ ١٩٤.