شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٨ - كَذَبُوا (زمر/ ٦٠ )
١
اين در حقيقت بيان يك مصداق روشن است، چرا كه ادعاى امامت و رهبرى الهى اگر واقعيت نداشته باشد از واضحترين مصداقهاى دروغ بر خداست.
همچنين كسانى كه به پيامبر (ص) يا امام بر حق نسبت دروغ دهند آن نيز در واقع دروغ بر خداست، چرا كه آنها از خود چيزى نمىگويند، لذا در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم:
«هركس حديثى از ما نقل كند ما روزى از او سؤال خواهيم كرد: اگر راست گفته و از ما بوده، سخن حقى را به خدا و پيامبرش نسبت داده است و اگر بر ما دروغ بسته بر خدا و رسول بسته است، زيرا ما هنگامى كه حديثى مىگوييم، نمىگوييم فلان و فلان گفتهاند، بلكه مىگوييم خدا گفته، پيامبرش گفته است، سپس آيۀ مورد بحث را تلاوت فرمود»٢
(ج ٥١٧/١٩ تا ٥١٩.)
كَذَّبَ : (انعام/ ١٤٨.) *
در لغت عرب هم به معنى «تكذيب كردن ديگرى» و هم به معنى «دروغ گفتن» آمده است.
در آيۀ مورد بحث، مشركان براى تبرئه خويش، مىگفتند: اگر خدا مىخواست نه ما مشرك مىشديم و نه پدران ما، و نه چيزى را تحريم مىكرديم؛ امّا قرآن در پاسخ آنها بهطرز قاطعى مىگويد: تنها اينها نيستند كه چنين دروغهايى را بر خدا مىبندند، بلكه «كسانى كه پيش از آنها بودند نيز همينگونه دروغ مىگفتند و سرانجام (طعم) كيفر ما را چشيدند» انعام/ ١٤٨.
آنها در حقيقت با اين گفتههاى خود، هم دروغ مىگفتند و هم انبيا را تكذيب مىكردند،
(١) اعتقادات الاماميّه، به نقل از تفسير نور الثقلين، ج ٤٩٦/٤.
(٢) مجمع البيان، ذيل آيۀ مورد بحث.
(*) ... كَذٰلِكَ كَذَّبَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتّٰى ذٰاقُوا بَأْسَنٰا... انعام/ ١٤٨.