شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٨٤ - كعبين (مائده/ ٦ )
خداوند در اين آيه، پيامبرش را دلدارى مىدهد و او را در برابر سرسختى مشركان و دشمنان اسلام كه گاه قلب پيامبر (ص) را چنان مىفشرد كه امكان داشت در مورد آنها نفرين كند، امر به صبر و شكيبايى مىكند، مىفرمايد:
«صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش و مانند صاحب ماهى (يونس) نباش (كه در تقاضاى مجازات قومش عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولى شد) در آن زمان كه خداوند را (از درون شكم ماهى) خواند، در حالى كه (محبوس و سينهاش) مملو از غم و اندوه بود»
ك ع ب
كعبين : (مائده/ ٦.) ○
به معنى «دو كعب» است و «كعب» در لغت به معنى برآمدگى پشت پاها و هم به معنى مفصل، يعنى نقطهاى كه استخوان ساق پا با استخوان كف پا مربوط مىشود آمده است*
در قاموس، «كعب» به سه معنى ذكر شده: «برآمدگى پشت پا» و «مفصل» و «قوزكها» كه در دو طرف پا قرار دارند، امّا با توضيحى كه در سنت وارد شده مسلم است كه منظور قوزكها نيستند، ولى در اينكه آيا منظور استخوان برآمده پشت پا يا مفصل است در ميان فقها اتفاقنظر نيست و درهرحال احتياط آن است (به هنگام وضو) تا مفصل مسح شود.
آيۀ مورد بحث، احكام وضو را به اين ترتيب بيان مىكند:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هنگامى كه براى نماز بپا خاستيد صورت و دستها را تا
(○) ... وَ اِمْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى اَلْكَعْبَيْنِ... «... و سر و پاها را تا مفصل (با برآمدگى پشت پا) مسح كنيد...» مائده/ ٦.
(*) كعب: بند استخوان، استخوان بندگاه پا و ساق، پاشنۀ پا، شتالنگ (استخوان پاشنۀ پا، كعب، بجول). جمع كعب: كعاب و كعوب است. «فرهنگ فارسى عميد».