شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٨٣ - كَظِيمٌ (نحل/ ٥٨ )
آرى آنها وحشتناكترين جنايات را در زير پوشش دفاع دروغين از ناموس و به اصطلاح حفظ شرافت خانواده انجام مىدادند.
نظير آيۀ مورد بحث را در سورۀ زخرف آيۀ ١٧ مىخوانيم، در آنجا آمده است*
«هرگاه يكى از آنها را به همان چيزى كه براى خداوند رحمان شبيه قرار داده بشارت دهند صورتش از فرط ناراحتى سياه مىشود و مملو از خشم و غضب مىگردد»
اين تعبير بخوبى حاكى از تفكر خرافى مشركان ابله در عصر جاهليت در مورد تولد فرزند دختر است كه چگونه از شنيدن خبر ولادت دختر ناراحت مىشدند، در عين حال فرشتگان را دختران خدا مىدانستند. (ج ٢٦٨/١١ تا ٢٧١، ج ٢٨/٢١.)
مَكْظُومٌ : (قلم/ ٤٨.) ●
از مادّۀ «كظم» (بر وزن هضم) به معنى «گلوگاه» است و «كظم سقاء» به معنى «بستن دهان مشك» است (بعد از پر شدن)، به همين مناسبت به كسانى كه بسيار خشمگين يا غمناك مىشوند و خويشتندارى مىكنند «كاظم» گفته مىشود و باز به همين مناسبت اين واژه در معنى «حبس» نيز به كار رفته، بنابراين «مكظوم» در آيۀ مورد بحث دو معنى مىتواند داشته باشد:
(*) وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمٰا ضَرَبَ لِلرَّحْمٰنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ. زخرف/ ١٧.
(●) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لاٰ تَكُنْ كَصٰاحِبِ اَلْحُوتِ إِذْ نٰادىٰ وَ هُوَ مَكْظُومٌ. قلم/ ٤٨.