شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٧٤ - ى ق ن
ى ق ن
تُوقِنُونَ : (رعد/ ٢.) *
از مادۀ «يقن و يقن» (بر وزن رغم و رقم) به معنى «وضوح و ثبوت چيزى» آمده است (ثابت و روشن)، چنانكه دربارۀ پرهيزگاران مىخوانيم: «آنها كسانى هستند كه به آنچه بر تو و آنچه پيش از تو (بر پيامبران پيشين) نازل شده، ايمان مىآورند و به رستاخيز يقين دارند»
آنها يقين دارند كه انسان، مهمل و عبث و بىهدف آفريده نشده، آفرينش براى او خط سيرى تعيين كرده است كه با مرگ هرگز پايان نمىگيرد، چرا كه اگر در همينجا همهچيز ختم مىشد مسلما اين همه غوغا براى اين چند روز زندگى، عبث و بيهوده بود.
در آيۀ ١٤ سورۀ نمل به جملۀ «استيقنتها» برمىخوريم كه از «استيقان» به معنى «باور داشتن و يقين پيدا كردن» گرفته شده، آنجا كه فرعونيان «معجزات موسى (ع) را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند»
از اين تعبير بخوبى استفاده مىشود كه ايمان، واقعيتى غير از علم و يقين دارد و ممكن است كفر از روى جحود و انكار در عين علم و آگاهى سرزند.
كلمۀ «موقنين» جمع «موقن» اسم فاعل از باب افعال به معنى «باوردارندگان»، كسى كه چيزى را به يقين مىداند، چنانكه فرعون به موسى (ع) گفت: پروردگار عالميان چيست؟
(*) ... لَعَلَّكُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ. «باشد به لقاى پروردگارتان يقين پيدا كنيد» رعد/ ٢.