شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧١٩ - لباس تقوا (اعراف/ ٢٦ )
در حديثى از امام صادق (ع) آمده است: «تقيه دين من و دين پدران من است، كسى كه تقيه ندارد دين ندارد، تقيه سپر خداوند در روى زمين است، چرا كه اگر مؤمن آل فرعون ايمان خود را اظهار داشته بود كشته مىشد١
پيامبر اسلام (ص) در آغاز قيامش، مدت چند سال دعوت پنهانى داشت و در اين مدت از همين روش استفاده مىكرد و بعد از مدتى كه يارانش فزونى گرفتند، اسلام را رسما اعلام كرد.
در ميان پيامبران ديگر، ابراهيم (ع) با تمام شجاعت و قهرمانى كه داشت به هنگام تصميم بر شكستن بتها از روش تقيه استفاده كرد و برنامۀ خود را از بتپرستان مكتوم داشت وگرنه هرگز موفق نمىشد.
ابو طالب عموى پيامبر اسلام (ص) شايد تا آخر عمر روش تقيه را از دست نداد، تنها در مقطعهاى خاصى ايمان خود را آشكار ساخت، ولى در مواقع ديگر صريحا چيزى نمىگفت تا بتواند نقش مؤثر خود را در حفظ جان پيامبر (ص) در مقابل بتپرستان لجوج و بيرحم و كينهتوز ايفا كند.
اصحاب كهف (كهف/ ١٩) اصرار داشتند در آن محيط، كسى از جايگاه آنها آگاه نشود، مبادا آنها را مجبور به قبول آيين بتپرستى كنند و يا به بدترين وضعى آنها را به قتل برسانند، آنها مىخواستند ناشناخته بمانند تا از اين طريق بتوانند نيروى خود را براى مبارزات آينده و يا لااقل براى حفظ ايمان خويش نگهدارند.
اين خود يكى از اقسام «تقيّۀ سازنده» است، زيرا حقيقت تقيه اين است كه انسان از به هدر دادن نيروها جلوگيرى كند و با پوشاندن خويش يا عقيدۀ خويش موجوديت خود را حفظ كند
(١) مجمع البيان، ج ٥٢١/٨.