شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٩ - كريم و معانى آن (واقعه/ ٤٤ )
كريم و معانى آن: (واقعه/ ٤٤.) ●
در اصل به معنى «بخشنده و صاحب كرم» است، ولى اين واژه، در آيات كريمه (مؤنث كريم به معنى هر عضو شريف) به معانى مختلف كه در واقع با معناى اصلى آن منافات ندارد، به كار رفته است، مثلا در آيۀ مورد بحث به معنى «مفيد و سودمند» آمده و جملۀ «و لا كريم» كه در مورد كيفرهاى دردناك اصحاب شمال به كار رفته به معنى «ناسودمند و بىمنفعت» آمده است، آيه مىگويد: اصحاب شمال در سايۀ دودهاى متراكم و آتشزا هستند كه نه برودت دارد و نه هيچ فايدهاى. (واقعه/ ٤٤)
سايبان گاه انسان را از آفتاب و گاه از باد و باران حفظ مىكند و يا منافع ديگرى دربر دارد، ولى پيداست كه اين سايبان هيچيك از اين فوايد را ندارد.
تعبير «كريم» كه از مادّۀ «كرامت» است به معنى مفيد فايده است و لذا در ميان عرب معمول است كه وقتى مىخواهند شخص يا چيزى را غيرمفيد معرفى كنند، مىگويند:
«لا كرامة فيه»، مسلم است سايهاى كه از دود سياه و خفهكننده است جز شرّ و زيان چيزى از آن انتظار نمىرود (لا كرامة).
و يا در آيۀ ٧٧ سورۀ واقعه مىخوانيم:
توصيف «قرآن» به «كريم» (با توجه به اينكه «كرم» در مورد خداوند به معنى «احسان و انعام» و در مورد انسانها به معنى «دارا بودن اخلاق و افعال ستوده» و بطور كلى اشاره به محاسن بزرگ است١
(●) وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ لاٰ بٰارِدٍ وَ لاٰ كَرِيمٍ. «و در سايۀ دودهاى متراكم و آتشزا، سايهاى كه نه خنك است و نه مفيد» واقعه/ ٤٣ و ٤٤.
(١) مفردات راغب، مادّۀ «كرم».