شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٠١ - نَفَشَتْ (انبياء/ ٧٨ )
٦ - توجه به اين حقيقت كه انسان همه شب به هنگام خواب در آستانۀ مرگ قرار مىگيرد درس عبرتى است كه اگر در آن بينديشد براى «بيدارى» او كافى است.
٧ - تمام اين امور به دست قدرت خداوند انجام مىگيرد و اگر در آيات ديگر سخن از قبض روح به دست «ملك الموت» و فرشتگان مرگ آمده، به عنوان اين است كه آنها فرمانبران حق و مجريان اوامر او هستند و تضادى ميان اين دو وجود ندارد. (ج ٤٧٧/١٩ تا ٤٧٩.)
ن ف ش
نَفَشَتْ : (انبياء/ ٧٨.) ●
از مادّۀ «نفش» (بر وزن كفش) به معنى «پراكنده شدن در شب» است و از آنجا كه پراكنده شدن گوسفندان در شب آن هم در يك كشتزار طبعا توأم با چريدن آن خواهد بود، بعضى آن را به معنى «چريدن در شب» گفتهاند و «نفش» (بر وزن قفس) به معنى گوسفندانى است كه در شب پراكنده مىشوند. (ج ٤٦٦/١٣.)
منفوش : (قارعه/ ٥.) *
از مادّۀ «نفش» (بر وزن نقش) به معنى «گستردن پشم» است كه معمولا به وسيلۀ ابزار
(●) وَ دٰاوُدَ وَ سُلَيْمٰانَ إِذْ يَحْكُمٰانِ فِي اَلْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ اَلْقَوْمِ وَ كُنّٰا لِحُكْمِهِمْ شٰاهِدِينَ. «و داود و سليمان را (به خاطر بياور)، هنگامى كه دربارۀ كشتزارى كه گوسفندان قوم آن را شبانه چريده (و خراب كرده) بودند داورى مىكردند و ما شاهد قضاوت آنها بوديم» انبياء/ ٧٨.
(*) وَ تَكُونُ اَلْجِبٰالُ كَالْعِهْنِ اَلْمَنْفُوشِ. «و كوهها (در آن روز) مانند پشم رنگين حلاجى شده مىگردد» قارعه/ ٥.