شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣٧٦ - نبوّة (جاثيه/ ١٦ ) 
نبى : (مريم/ ٥١.)
در اصل از «نبوه» (بر وزن نغمه) به معنى «رفعت و بلندى مقام» گرفته شده، البته ريشۀ ديگرى نيز دارد كه از «نبأ» به معنى «خبر» است، زيرا پيامبر خبر الهى را دريافت مىكند و به ديگران خبر مىدهد.
بنا بر تفسير اول به معنى شخص عاليمقام است و بنابر تفسير ديگر به معنى كسى است كه از وحى الهى آگاه است و به مردم خبر مىدهد، هرچند مأمور به تبليغ گسترده نيست و در واقع به طبيبى مىماند كه دردمندان به سراغ او مىروند و از او دارو و درمان مىجويند.
در تبيين اللغات آمده است كه «نبى» يعنى پيامبر و در اصل مهموز اللام بوده (نبئ) كه همزۀ آن بدل شده است، چنانچه با همزه باشد به معنى «خبردهنده» از جانب خداى تعالى است. (فعيل به معنى فاعل/خبردهنده يا فعيل به معنى مفعول/خبر دادهشده).
ميان نبى و رسول تفاوتهايى وجود دارد كه شرح مبسوط آن را در جلد دوم اين كتاب در مادّۀ «ر س ل» آوردهايم. (ج ٩٠/١٣ و ٩٢، ج ١٤٥/١٤.)
نبوّة: (جاثيه/ ١٦.) ○
به معنى «پيامبرى» (خبر دادن از غيب يا آينده به وحى و الهام و به اذن خداى تعالى) پس مقام نبوّت همان دريافت وحى از سوى خداست. بنابراين «نبى» كسى است كه وحى بر او نازل مىشود و آنچه از طريق وحى دريافت مىدارد، چنانكه مردم از او بخواهند در اختيار آنها مىگذارد.
پيامبر اكرم (ص) علاوه بر مقام «نبوّت» داراى مقام رسالت و امامت نيز بود، يعنى هم دريافت وحى مىكرد، هم تبليغ فرمانهاى الهى، و هم در تشكيل حكومت و اجراى احكام
(*) ... وَ كٰانَ رَسُولاً نَبِيًّا. «و (موسى) رسول و پيامبر والامقامى بود» مريم/ ٥١.
(○) وَ لَقَدْ آتَيْنٰا بَنِي إِسْرٰائِيلَ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْحُكْمَ وَ اَلنُّبُوَّةَ... «ما بنى اسرائيل را كتاب آسمانى و حكومت و نبوّت بخشيديم...» جاثيه/ ١٦.