شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٢٨٩ - م ر ى م
هرچه بود دوران حمل او پايان گرفت و لحظات طوفانى زندگى مريم شروع شد، درد سخت زاييدن به او دست داد، آنچنان كه او را از آبادى به بيابان كشاند و به كنار تنۀ درخت خشكيدۀ نخل قرار گرفت.
او در غم و اندوه و بيم و اميد بهسر مىبرد، احساس مىكرد لحظهاى كه از آن مىترسيد فرارسيده است لحظهاى كه هرچه پنهان است در آن آشكار مىشود و رگبار تيرهاى تهمت مردم بىايمان متوجه او خواهد شد.
امّا اين حالت زياد به طول نينجاميد و همان نقطۀ روشن اميد كه همواره در اعماق قلبش وجود داشت درخشيدن گرفت «ناگهان صدايى به گوشش رسيد كه از طرف پايين پا بلند است و آشكار مىگويد غمگين مباش، درست بنگر پروردگارت از پايين پاى تو، چشمۀ آب گوارايى را جارى ساخته است» (مريم/ ٢٤) و نظرى به بالاى سرت بيفكن، بنگر چگونه ساقۀ خشكيده، به درخت نخل بارورى تبديل شده كه ميوهها، شاخههايش را زينت بخشيدهاند «تكانى به اين درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فروريزد» (مريم/ ٢٥).
جملۀ اخير كه به مريم دستور مىدهد، درخت خرما را تكان دهد تا از ميوه آن بهره گيرد اين درس آموزنده را به او و همۀ انسانها مىدهد كه حتى در سختترين لحظات زندگى دست از تلاش و كوشش نبايد برداشت.
آرى اين دستور الهى به مريم، نشان مىدهد تا حركتى از ما نباشد بركتى نخواهد بود و به تعبير ديگر هركس هنگام بروز مشكلات بايد حداكثر كوشش خود را به كار گيرد و ماوراى آن را كه از قدرت او بيرون است از خدا بخواهد. (ج ٣٩٣/٢ تا ٤٠٢، ج ٣٩/١٣ تا ٤٤.)