شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٨ - و ل ج
بنابراين، خداوند دائما، شب و روز را در يكديگر داخل مىكند، يعنى از يكى كاسته به ديگرى مىافزايد.
ممكن است گفته شود كه در خط حقيقى استوا و همچنين در نقطۀ اصلى قطب شمال و جنوب، شب و روز در تمام سال مساوى هستند و هيچگونه تغييرى پيدا نمىكنند، شب و روز در خط استوا در تمام سال هركدام دوازده ساعت و در نقطۀ قطب در تمام سال، يك شب شش ماهه و يك روز به همان اندازه است و به اين ترتيب تنها در دو نقطه از روى زمين است كه اين تغيير تدريجى و فصول چهارگانه نيست، يكى نقطۀ حقيقى قطب شمال و جنوب است كه در طول سال، شش ماه شب و شش ماه روز مىباشد و ديگرى خط استوا كه در تمام سال شب و روز يكسان است، بنابراين آيه جنبۀ عمومى ندارد.
در پاسخ اين سؤال بايد گفت: خط استواى حقيقى، يك خط موهوم، بيش نيست و هميشه زندگى واقعى مردم يا اين طرف خط استواست يا آن طرف، و همچنين نقطۀ قطب، نقطۀ موهومى بيش نيست و زندگى ساكنان مناطق قطبى (اگر ساكنانى داشته باشد) حتما در مكانى وسيعتر از نقطۀ حقيقى قطب است، بنابراين هردو دسته اختلاف شب و روز دارند.
تدريجى بودن تغيير شب و روز به هر معنى كه باشد آثار سودمندى در زندگانى انسان و موجودات كرۀ زمين دارد و اگر فى المثل شب و روز هميشه يكسان بود، نمو و رشد بسيارى از گياهان و حيوانات، دچار اختلال مىشد و فصول چهارگانه كه لازمۀ اختلاف شب و روز، و چگونگى زاويۀ تابش آفتاب است، از بين مىرفت و طبعا انسان از فوايد اختلاف فصول بىبهره مىماند. (ج ٣٦٧/٢-٣٦٨، ج ٨٠/١٧.)