شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٥٢ - أُو١٦٤٨ ارِيَ (مائده/ ٣١ )
تُورُونَ : (واقعه/ ٧١.) *
از مادۀ «ورى» (بر وزن نفى) به معنى «مستور ساختن» است و به آتشى كه در وسايل آتشافروزى نهفته است و آن را از طريق جرقه زدن بيرون مىآورند «ورى» و «ايراء» مىگويند.
غالب مفسران آيۀ مورد بحث را به همين معنى تفسير كردهاند كه خداوند مىخواهد از آتشى كه در چوب بعضى از درختان (مانند: مرخ و عفار) نهفته شده و از آن به عنوان آتشزنه استفاده مىكردند استدلال بر نهايت قدرت خود كند كه در «شجر اخضر» (درخت سبز) آتش و نار آفريده است، در حالى كه جان درخت در آب است.
جملۀ «تورون» در آيه كه به معنى آتشافروختن است، گرچه معمولا در اينجا به استفاده از «آتشزنه» تفسير شده، ولى هيچ مانعى ندارد كه آتشگيره (هيزم) را شامل شود، زيرا بههرحال آتشى است پنهان كه آشكار مىگردد، البته اين دو معنى با هم منافات ندارد، معنى اول را عموم مردم مىفهمند و معنى دوم كه معنى دقيقترى است با گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش آشكارتر خواهد شد. (ج ٢٥٧/٢٣ تا ٢٥٩.)
موريات : (عاديات/ ٢.) ○
جمع «موريه» از مادۀ «ايراء» به معنى «آتشافروختن» است (و: قدح در آيه به معنى زدن سنگ يا چوب و يا آهن و چخماق به يكديگر براى توليد جرقه است).
آيۀ مورد بحث:
(*) أَ فَرَأَيْتُمُ اَلنّٰارَ اَلَّتِي تُورُونَ. «آيا دربارۀ آتشى كه مىافروزيد فكر كردهايد؟» واقعه/ ٧١.
(○) فَالْمُورِيٰاتِ قَدْحاً. «و سوگند به آنها (به اسبانى) كه (بر اثر برخورد سمهايشان به سنگهاى بيابان) جرقههاى آتش افروختند» عاديات/ ٢.