شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٥٥ - نار (آل عمران/ ١٠٣ )
خلاصه هرچه در اين پديدۀ عجيب عالم خلقت (نور) بيشتر مىنگريم و دقيقتر مىشويم آثار گرانبها و بركات عظيم آن آشكارتر مىشود.
حال با در نظر گرفتن اين دو مقدمه اگر بخواهيم براى ذات پاك خدا تشبيه و تمثيلى از موجودات حسى اين جهان انتخاب كنيم (گرچه مقام باعظمت او از هر شبيه و نظير برتر است) آيا جز از واژۀ «نور» مىتوان استفاده كرد؟ همان خدايى كه پديدآورندۀ تمام جهان هستى است، روشنىبخش عالم آفرينش است، همۀ موجودات زنده، به بركت فرمان او زندهاند و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند كه اگر لحظهاى چشم لطف خود را از آنها بازگيرد همگى در ظلمت فنا و نيستى فرومىروند و جالب اينكه هر موجودى به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانيت و روشنايى كسب مىكند:
قرآن نور است چون كلام اوست؛ آيين اسلام نور است چون آيين اوست؛ پيامبران نورند چون فرستادگان اويند؛ امامان معصوم انوار الهى هستند چون حافظان آيين او بعد از پيامبرانند؛ «ايمان» نور است چون رمز پيوند با اوست؛ علم نور است چون سبب آشنايى با اوست، بنابراين:
بلكه اگر نور را به معنى وسيع كلمه به كار بريم يعنى «هرچيزى كه ذاتش ظاهر و آشكار باشد و ظاهركنندۀ غير» در اين صورت به كار بردن كلمۀ «نور» در ذات پاك او جنبۀ تشبيه هم نخواهد داشت، چرا كه چيزى در عالم خلقت از او آشكارتر نيست و تمام آنچه غير اوست از بركت وجود او آشكار است.
در كتاب «توحيد» از «امام على بن موسى الرضا (ع)» چنين آمده: از آن حضرت تفسير آيۀ:
جالب اينكه در فراز چهلوهفتم از دعاى «جوشنكبير» كه مجموعهاى از صفات