شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٣٤ - ن س ف
*
منسك: (حج/ ٣٤.) ●
راغب در مفردات مىگويد: «نسك» به معنى «عبادت» و «ناسك» به معنى «عابد» است و مناسك حج يعنى مواقفى كه اين عبادت در آنجا انجام مىشود يا به معنى خود اين اعمال است، ولى طبق گفتۀ «طبرسى» در مجمع البيان و «ابو الفتوح رازى» در روح الجنان، منسك (بر وزن منصب) طبق احتمالى به معنى خصوص قربانى كردن از ميان عبادات است (به همين جهت «نسكت الشّاة» مفهومش اين است كه گوسفند را ذبح كردم)؛ بنابراين «منسك» هرچند مفهوم عامى دارد كه عبادات ديگر مخصوصا مراسم حج را شامل مىشود. ولى در آيۀ مورد بحث به قرينۀ:
(*) تبيين اللغات لتبيان الايات، ج ٥٦٠/٢.
(●) وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اِسْمَ اَللّٰهِ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ اَلْأَنْعٰامِ... «براى هر امّتى قربانگاهى قرار داديم تا نام خدا را (به هنگام قربانى) بر چهارپايانى كه به آنها روزى دادهايم ببرند» حج/ ٣٤.