شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١١ - ك ب د
هنگامى كه شير غليظ مىشود «تكبّد اللّبن» مىگويند.
ولى به گفتۀ راغب در مفردات «كبد» (بر وزن سبد) به معنى دردى است كه عارض «كبد»*
ريشۀ اين لغت هرچه باشد مفهوم فعلى آن همان رنج و ناراحتى است. آرى انسان از آغاز زندگى، حتّى از آن لحظهاى كه نطفۀ او در قرارگاه رحم واقع مىشود، مراحل زيادى از مشكلات و درد و رنجها را طى مىكند تا متولد شود و بعد از تولد در دوران طفوليت و سپس جوانى و از همه مشكلتر دوران پيرى، مواجه به انواع مشقتها و رنجها است و اين است طبيعت زندگى دنيا، و انتظار غير آن داشتن اشتباه است، چنانكه شاعر عرب گفته است:
طبعت على كدر و انت
تريدهاصفوا عن الاكدار و الاقذار
و مكلّف الايّام ضدّ طباعهامتطلّب فى الماء جذوة نار
«طبيعت جهان بر كدورت است
و تو مىخواهىاز هرگونه كدورت و ناپاكى پاك باشد»
«هركس گردش ايّام را بر ضد طبيعتش بطلبدهمچون كسى است كه در ميان امواج آب شعله
آتش جستجو مىكند»
و اگر افراد يا جوامعى را مىبينيم كه به ظاهر درد و رنجى ندارند يا بر اثر مطالعات سطحى ماست و لذا وقتى نزديكتر مىشويم به عمق درد و رنجهاى همين صاحبان زندگى مرفه آشنا مىشويم و يا اينكه براى مدتى محدود و زمانى استثنائى است كه قانون كلى جهان را بر هم نمىزند. (ج ١٠/٢٧-١١.)
(*) كبد: به فتح كاف و كسر باء و در جمع: اكباد به معنى «جگر»، بزرگترين غدههاى بدن كه صفرا درست مىكند. «فرهنگ فارسى عميد»
ك ب ر
اِسْتَكْبَرَ : (قصص/ ٣٩.) ●
از «استكبار» به معنى «خود را بزرگ پنداشتن و گردنكشى كردن» است و در قرآن از استكبار مذمت شده است، چنانكه قرآن به استكبار فرعون و فرعونيان و عدم تسليم آنها در برابر مبدأ و معاد كه ريشۀ جنايات آنها نيز از انكار همين دو اصل سرچشمه مىگرفت مىپردازد و مىگويد: «فرعون و لشكريانش به ناحق در زمين استكبار كردند
انسان ضعيفى كه گاهى قادر به دور كردن پشهاى از خود نيست و گاه يك موجود ذرّهبينى به نام ميكرب، نيرومندترين افراد را به زير خاك مىفرستد، چگونه مىتواند خود را بزرگ معرفى كند و دعوى الوهيت نمايد.
در حديث معروف قدسى آمده است كه خداوند مىفرمايد:
الكبرياء ردائى، و العظمة ازارى، فمن نازعنى واحدا منهما القيته فى النّار. «بزرگى رداى من است و عظمت لباسى است كه به قامت كبريائى من دوخته شده، هركس در اينها با من منازعه كند او را به دوزخ مىافكنم١
بديهى است خدا نيازى به اين توصيفها ندارد، مهم اين است كه طغيانگرى انسان و جنايتگرى او زمانى شروع مىشود كه خود را گم مىكند و باد كبر و غرور مغز او را پر مىسازد. (ج ٨٩/١٦.)
أَسْتَكْبَرْتَ : (ص/ ٧٥.) *
از «استكبار» به معنى «تكبّر ورزيدن و خود را بزرگ پنداشتن» است.
(●) وَ اِسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي اَلْأَرْضِ بِغَيْرِ اَلْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنٰا لاٰ يُرْجَعُونَ. قصص/ ٣٩.
(١) تفسير روح المعانى، تفسير كبير (فخر رازى)، تفسير الميزان و تفاسير ديگر، ذيل آيۀ مورد بحث.
(*) قٰالَ يٰا إِبْلِيسُ مٰا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ اَلْعٰالِينَ. «گفت: اى ابليس -