شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٠٠ - كفيل (نحل/ ٩١ )
تنبيهى است بر اينكه امكان خلاصى براى ستمگر و ظالم از عقوبت آن نيست*
بههرحال، در اين بخش از آيۀ مورد بحث سفارش شده است كه «سوگندهاى خود را بعد از تأكيد نشكنيد، در حالى كه (به نام خدا سوگند ياد كردهايد و) خداوند را كفيل و ضامن (بر سوگند) خود قرار دادهايد»
به اين ترتيب، هرگونه تعهدى كه زير نام خدا و با سوگند به نام او انجام مىگيرد در جملۀ فوق وارد است. (ج ٣٩٨/٢، ج ٣٧٧/١١.)
«اَلْكِفْلِ» : (انبياء/ ٨٥.) □
(من اعلام القرآن) در قرآن به صورت «ذا الكفل» آمده و نام يكى از پيامبران الهى است١
اين نام دو بار در قرآن مجيد آمده است، يكى در آيۀ مورد بحث و ديگر در آيۀ ٤٨ سورۀ ص●
پيرامون اين نام در جلد دوم اين كتاب (ج ١٠٣/٢) زير مادۀ «ذو» به تفصيل سخن گفتيم، در اينجا نيز به مقتضاى ريشۀ اصلى اين كلمه (كفل) و وجه تسميۀ آن به بحثى كوتاه مىپردازيم.
در علت نامگذارى او به اين نام، با توجه به اينكه «كفل» (بر وزن ذكر) هم به معنى نصيب و هم به معنى كفالت و عهدهدارى آمده است، مفسران احتمالات متعددى دادهاند.
(*) مفردات الفاظ قرآن، ماده «كفل».
(□) وَ إِسْمٰاعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا اَلْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ اَلصّٰابِرِينَ. «و اسماعيل و ادريس و ذا الكفل را (به ياد آور) كه همه از صابران بودند» انبياء/ ٨٥.
(١) تفسير كبير فخر رازى، ذيل آيه.
(●) المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم، ج ١٢٣١/٣.