شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٩٦ - كَافَّةً (سبا/ ٢٨ )
كَفَّيْهِ : (رعد/ ١٤.)
در اصل «كفّين» بوده، به معنى «دو كف» (سطح درونى دست) و جمعش «اكفّ» است.
قرآن در آيۀ مورد بحث، براى روشن شدن حق و تشخيص باطل مثالى مىزند و مىگويد:
«كسانى را كه مشركان غير خداوند مىخوانند (و براى انجام خواستههايشان به آنها پناه مىبرند) هرگز به آنها پاسخ نمىگويند (دعايشان را اجابت نمىكنند) آنها به كسى مىمانند كه كفهاى خود را به سوى آب مىگشايد تا آب به دهانش برسد و هرگز نخواهد رسيد»
اين احتمال در تفسير جملۀ فوق وجود دارد كه بتپرستان را به كسى تشبيه مىكند كه كف دستان خود را كاملا صاف و افقى گرفته وارد آب مىكند و انتظار دارد كه آب در دست او بند شود، در حالى كه به محض اينكه دست را از آب بيرون آورد قطرات آب از لابلاى انگشتان و كف دست او بيرون مىريزد و چيزى باقى نمىماند.
يا اينكه بتپرستان را به كسى تشبيه مىكند كه مىخواهد آب را در مشت خود نگاه دارد، آيا هيچگاه آب را مىتوان در مشت نگاه داشت؟ و اين از ضرب المثل معروفى در ميان عرب گرفته شده كه وقتى مىخواهند براى كسى كه كوشش بيهوده مىكند مثالى بزنند مىگويند: هو كقابض الماء باليد. «او مانند كسى است كه مىخواهد آب را با دست خود بگيرد». (ج ١٥٥/١٠.)
كَافَّةً : (سبا/ ٢٨.) ●
از مادّۀ «كف» به همان معنى «كف دست» است و از آنجا كه انسان با دست خود اشياء را مىگيرد يا از خود دور مىكند اين كلمه گاهى به معنى «جمع كردن» و گاهى به معنى «منع
(*) ... وَ اَلَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاٰ يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلاّٰ كَبٰاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى اَلْمٰاءِ لِيَبْلُغَ فٰاهُ وَ مٰا هُوَ بِبٰالِغِهِ... رعد/ ١٤.
(●) وَ مٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ كَافَّةً لِلنّٰاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً... سبا/ ٢٨.