شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٧٢ - ى ق ت
(ج ٨٣/٢٥-٨٤.)
ى ق ت
ياقوت : (الرحمن/ ٥٨.) *
سنگى است معدنى و معمولا سرخرنگ و پربها و بعد از الماس سختترين كانيهاست و آن را با الماس تراش مىدهند (واحدش: ياقوته به معنى يك قطعه سنگ ياقوت و جمعش يواقيت است).
آيۀ مورد بحث، به توصيف همسران بهشتى پرداخته و آنها را از نظر سرخى و صفا و درخشندگى، به «ياقوت» و از لحاظ سفيدى و زيبايى به شاخۀ «مرجان» تشبيه كرده است، زيرا هنگامى كه اين دو رنگ (سفيد و سرخ شفاف) بههم آميزند، زيباترين رنگ را به آنها مىدهند. ياقوت احمر همان لعل است واژهاى است فارسى (معرّب) و فقط يكبار در قرآن آمده است. (ج ١٧٠/٢٣.)
ى ق ط ن
يَقْطِينٍ : (صافات/ ١٤٦.) ●
بهطورى كه بسيارى از ارباب لغت و مفسران گفتهاند، به گياهى اطلاق مىشود كه ساقه ندارد و داراى برگهاى پهن است، مانند بوتۀ خربزه و كدو و خيار و هندوانه و امثال آنها، ولى بسيارى از مفسران و روات حديث در اينجا تصريح كردهاند كه منظور «كدوبن» است.
(*) كَأَنَّهُنَّ اَلْيٰاقُوتُ وَ اَلْمَرْجٰانُ. «آنها همچون ياقوت و مرجانند» الرحمن/ ٥٨.
(●) وَ أَنْبَتْنٰا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ. «و كدوبنى بر او (يونس) رويانديم (تا در سايۀ برگهاى پهن و مرطوبش آرامش يابد» صافات/ ١٤٦.