شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٤٦ - و ن ى
لذا در روايات اسلامى مىخوانيم كه «زيد بن حارثه» بعد از آنكه پيامبر (ص) او را آزاد كرد به عنوان «زيد بن محمّد» خوانده مىشد تا اينكه قرآن نازل شد و دستور فوق را آورد. از آن بهبعد پيامبر (ص) به او فرمود: تو «زيد بن حارثهاى» و مردم او را «موالى رسول اللّه» مىخواندند١
و نيز گفتهاند كه: «ابو حذيفة» غلامى به نام «سالم» داشت، او را آزاد كرد و فرزند خود ناميد، هنگامى كه آيۀ فوق نازل شد او را به نام «سالم» مولى ابى حذيفة ناميدند٢
گاه «موالى» به معنى «وارثان» آمده است كه اين نيز به معنى ارتباط «سرپرست» با «پيروان و نزديكان» مىباشد، در آيۀ ٣٣ سورۀ نساء مىخوانيم:
و ن ى
تَنِيٰا : (طه/ ٤٢.) *
در اصل از مادۀ «ونى» به معنى «سست و ناتوان شدن» و اظهار ضعف و خستگى نشان دادن است. اين واژه فقط يكبار در قرآن به كار رفته است و با «فى» و «عن» متعدى مىشود.
خداوند در آيۀ مورد بحث به موسى (ع) مىفرمايد، اكنون كه همهچيز روبهراه شده و تمام وسايل لازم در اختيارت قرار گرفته «تو و برادرت (هارون) با آيات من به سوى فرعون برويد و در ياد من (و اجراى فرمانهايم) سستى به خرج ندهيد»
(١) روح المعانى، ج ١٣١/٢١، ذيل آيه.
(٢) روح البيان، ذيل آيه.
(*) اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآيٰاتِي وَ لاٰ تَنِيٰا فِي ذِكْرِي. طه/ ٤٢.