شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٢٥ - تَوَكَّلْن١٦٤٨ ا (يونس/ ٨٥ )
١
در پايان آيۀ مورد بحث آمده است:
در اين آيات: «متوكّلون» و «متوكّلين» به معنى «اعتماددارندگان به خداى تعالى» است، البته بايد توجه داشت كه معناى توكّل اين نيست كه انسان از وسايل و اسباب پيروزى كه خداوند در جهان ماده در اختيار او گذاشته است، صرفنظر كند، چنانكه در حديثى از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است، هنگامى كه يك نفر عرب، پاى شتر خود را نبسته بود و آن را بدون محافظ رها كرده بود و اين كار را نشانۀ توكّل بر خدا مىدانست، به او فرمود: اعقلها و توكّل - يعنى پايش را ببند و سپس توكل كن.
بد نيست بدانيم كه «توكل» با «قناعت» ريشههاى مشتركى دارد و طبعا فلسفۀ آن دو نيز از جهاتى با هم شبيه است و در عين حال تفاوتى نيز دارند، در اينجا به روايتى در اين زمينه اكتفا مىكنيم: امام صادق (ع) مىفرمايد: «بىنيازى و عزّت درحركتند هنگامى كه محلّ توكل را بيابند در آنجا وطن مىگزينند٢
در اين حديث، وطن اصلى بىنيازى و عزّت، «توكّل» معرفى شده است، و دربارۀ توكل نيز آمده است:
كسى از امام على بن موسى الرضا (ع) پرسيد: «حدّ توكّل چيست؟ فرمود: اينكه با اتكاى به خدا از هيچكس نترسى٣
(١) دربارۀ «توكل و فلسفۀ آن» رك: تفسير نمونه، ج ٢٩٦/١٠.
(٢) اصول كافى، ج ٢ /باب التفويض الى اللّه و التوكّل عليه، حديث ٣.
(٣) سفينة البحار، ج ٦٨٢/٢.