شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٧٣ - و ص ل
واژۀ «وصف» به صورت مصدر، فقط يكبار در قرآن استعمال شده، آنجا كه مىگويد
تعبير به وصف در اين آيه اشاره به توصيفى است كه بتپرستان از خدا مىكردند و تحريم اينگونه غذاها را به خدا نسبت مىدادند اگرچه منظور از آن صفت و حالتى است كه بر اثر تكرار گناه به شخص گناهكار دست مىدهد و او را مستحق مجازات مىكند. (ج ٣٧٨/٥ و ٤٥٨، ج ٤٤٢/١١.)
و ص ل
تَصِلُ : (هود/ ٧٠.) *
از مادۀ «وصل، وصول، صلة» به معنى «رسيدن و بههم پيوستن» است: وصل فلانا «با فلانى رابطه برقرار كرد و نيكى و بخشش كرد» و صلۀ رحم به معنى معاشرت كردن با بستگان و نيكى كردن و بههم رسيدن است. در آيۀ ١٣٦ سورۀ انعام آمده است كه كفار مكه و ساير مشركان سهمى از زراعت و چهارپايان خود را براى خدا و سهمى نيز براى بتها قرار مىدادند، يعنى بتها را شريك اموال و زندگى خويش مىدانستند، آيه مىگويد: «سهمى را كه براى بتها قرار داده بودند هرگز به خدا نمىرسيد و اما سهمى را كه براى خدا قرار داده بودند به بتها مىرسيد»
در اينكه منظور از اين جمله چيست؟ ميان مفسران گفتگوست ولى همۀ آنها تقريبا به
(*) فَلَمّٰا رَأىٰ أَيْدِيَهُمْ لاٰ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً... «(امّا) هنگامى كه (ابراهيم) ديد دست آنها (فرشتگان) به آن نمىرسد (و از آن غذا نمىخورند) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس كرد...» هود/ ٧٠.