شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٦٦١ - وَسَطْنَ (عاديات/ ٥ )
١
و س ط
وَسَطْنَ : (عاديات/ ٥.) ○
از مادۀ «وسط» (بر وزن بسط) و «وساطت» به معنى «در ميان قرار گرفتن و در ميان افتادن» است و منظور از جملۀ:
(ج ٢٤٥/٢٧-٢٤٦.)
وَسَطاً : (بقره/ ١٤٣.) *
كلمۀ «وسط» در لغت هم به معنى «حد وسط در ميان دو چيز» آمده و هم به معنى «جالب و زيبا و عالى و شريف» و اين هردو ظاهرا به يك حقيقت بازمىگردد، زيرا معمولا شرافت و زيبايى در آن است كه چيزى از افراط و تفريط دور باشد و در حد اعتدال قرار گيرد.
در آيۀ مورد بحث، امّت اسلامى يك امّت ميانه و معتدل معرفى شده است، معتدل
(١) اين معنى را زمخشرى در كشاف و فخر رازى در تفسير كبير و ابو الفتوح رازى در تفسيرش به عنوان يكى از دو احتمال در معنى «موازين» ذكر كردهاند.
(○) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً. «و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند» عاديات/ ٥.
(*) وَ كَذٰلِكَ جَعَلْنٰاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً... «همانگونه (كه قبلۀ شما يك قبلۀ ميانه است) شما را نيز امّت ميانهاى قرار داديم...» بقره/ ١٤٣.