شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٥٢٣ - أَنْقَضَ ( أَ لَمْ نَشْرَحْ / ٣ )
(امّا به گفتۀ راغب در كتاب مفردات، معنى حقيقى «انتقاض» صدا نيست، بلكه شكستن است كه هر شكستنى با صدا همراه است و صدا را به آن تعبير كردهاند*
بنابراين اين كلمه در مورد شكستن پيمانها و قراردادها نيز به كار مىرود و مىگويند فلان كس نقض عهد كرد.
به اين ترتيب آيۀ مورد بحث كه خطاب به پيامبر اكرم (ص) است، مىگويد: خداوند آن بار سنگين و كمرشكن را از تو برداشت «همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مىكرد»
اين كدام بارى بود كه خداوند از پشت پيامبرش برداشت؟ قراين آيات بخوبى نشان مىدهد كه منظور همان مشكلات رسالت و نبوت و دعوت به سوى توحيد و يكتاپرستى و برچيدن آثار فساد از آن محيط بسيار آلوده بوده است، نه تنها پيامبر اسلام (ص) كه همۀ پيامبران در آغاز دعوت با چنين مشكلات عظيمى روبرو بودند و تنها با امدادهاى الهى بر آنها پيروز مىشدند، منتها شرايط محيط و زمان پيامبر اسلام (ص) از جهاتى سختتر و سنگينتر بود. (ج ١٢٤/٢٧.)
ن ق ع
نقع: (عاديات/ ٤.) ●
بر وزن نفع، به معنى «غبار» است و اصل اين ماده به معنى «فرورفتن آب يا فرو رفتن در آب» است و از آنجا كه فرورفتن در غبار نيز شباهت با آن دارد، اين كلمه بر آن اطلاق شده است و «نقيع» به آب راكد گفته مىشود و علاوه بر آن به صورت جهير و داد و فرياد نيز اطلاق شده است كه معنى اخير مناسب آيه نيست. آيۀ مورد بحث به يكى از ويژگيهاى مجاهدان و
(*) مفردات راغب، مادّۀ «نقض».
(●) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً. «و گردوغبار به هرسو پراكنده كردند» عاديات/ ٤.