شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٤٨٠ - نعل (طه/ ١٢ )
١
ولى بعدا اين معنى توسعهيافته و به صداهايى كه در برابر حيوانات مىدهند گفته شده است، مثلا در جملۀ: نعق الرّاعى بغنمه، يعنى چوپان به گوسفندانش بانگ زد، بنابراين «نعيق» بانگى است كه چوپان براى راندن و نهيب زدن گوسفندان مىزند و يا آوازى است كه آنها را فرامىخواند.
بديهى است آنها از مفهوم كلمات و جملهها باخبر نمىشوند و اگر گاهى عكس العملهايى نشان مىدهند بيشتر به خاطر تن صدا و طرز اداى كلمات است. (ج ٥٧٩/١.)
ن ع ل
نعل: (طه/ ١٢.) ○
به معنى «كفش» (نوعى پاىافزار) و جمع آن «نعال» (بر وزن ريال) است، امّا در قرآن به صورت مفرد آمده است، آنجا كه از جانب حق به موسى (ع) ندا داده شد كه اى موسى! «من پروردگار توام، كفشهايت را بيرون آر كه تو در سرزمين مقدس «طوى» هستى»
ظاهر آيه اين است كه به موسى (ع) دستور داده شد كه به احترام آن سرزمين مقدس، كفشهاى خود را از پا بيرون آورد و با خضوع و تواضع در آن وادى گام نهد، سخن حق را بشنود و فرمان رسالت را دريافت دارد، ولى بعضى از مفسران به پيروى پارهاى از روايات مىگويند: اين به دليل آن بوده است كه چرم آن كفش از پوست حيوان مرده بوده است.
اين سخن علاوه بر اينكه در حد خود سخن بعيدى به نظر مىرسد - چرا كه دليلى نداشت موسى (ع) از چنان پوست و كفش آلودهاى استفاده كند - مورد انكار بعضى از روايات
(١) مجمع البيان، ذيل آيۀ مورد بحث.
(○) إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوٰادِ اَلْمُقَدَّسِ طُوىً. طه/ ١٢.